پروین اعتصامی › آرزوها (۵)| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای خوش اندر گنج دل زر معانی داشتن / نیست گشتن، لیک عمر جاودانی داشتن
عقل را دیباچهٔ اوراق هستی ساختن / علم را سرمایهٔ بازارگانی داشتن
کشتن اندر باغ جان هر لحظه‌ای رنگین گلی / وندران فرخنده گلشن باغبانی داشتن
دل برای مهربانی پروراندن لاجرم / جان بتن تنها برای جانفشانی داشتن
ناتوانی را به لطفی خاطر آوردن بدست / یاد عجز روزگار ناتوانی داشتن
در مدائن میهمان جغد گشتن یکشبی / پرسشی از دولت نوشیروانی داشتن
صید بی پر بودن و از روزن بام قفس / گفتگو با طائران بوستانی داشتن