اشک طرف دیده را گردید و رفت / اوفتاد آهسته و غلتید و رفت
بر سپهر تیرهٔ هستی دمی / چون ستاره روشنی بخشید و رفت
گر چه دریای وجودش جای بود / عاقبت یکقطره خون نوشید و رفت
گشت اندر چشمهٔ خون ناپدید / قیمت هر قطره را سنجید و رفت
من چو از جور فلک بگریستم / بر من و بر گریهام خندید و رفت
رنجشی ما را نبود اندر میان / کس نمیداند چرا رنجید و رفت
تا دل از اندوه، گرد آلود گشت / دامن پاکیزه را بر چید و رفت
موج و سیل و فتنه و آشوب خاست / بحر، طوفانی شد و ترسید و رفت
همچو شبنم، در گلستان وجود / بر گل رخسارهای تابید و رفت
مدتی در خانهٔ دل کرد جای / مخزن اسرار جان را دید و رفت
رمزهای زندگانی را نوشت / دفتر و طومار خود پیچید و رفت
شد چو از پیچ و خم ره، با خبر / مقصد تحقیق را پرسید و رفت
جلوه و رونق گرفت از قلب و چشم / میوهای از هر درختی چید و رفت
عقل دوراندیش، با دل هر چه گفت / گوش داد و جمله را بشنید و رفت
تلخی و شیرینی هستی چشید / از حوادث با خبر گردید و رفت
قاصد معشوق بود از کوی عشق / چهرهٔ عشاق را بوسید و رفت
اوفتاد اندر ترازوی قضا / کاش میگفتند چند ارزید و رفت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.