پروین اعتصامی › نهال آرزو| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای نهال آرزو، خوش زی که بار آورده‌ای / غنچه بی باد صبا، گل بی بهار آورده‌ای
باغبانان تو را، امسال سال خرمی است / زین همایون میوه، کز هر شاخسار آورده‌ای
شاخ و برگت نیکنامی، بیخ و بارت سعی و علم / این هنرها، جمله از آموزگار آورده‌ای
خرم آنکو وقت حاصل ارمغانی از تو برد / برگ دولت، زاد هستی، توش کار آورده‌ای
غنچه‌ای زین شاخه، ما را زیب دست و دامن است / همتی، ای خواهران، تا فرصت کوشیدن است
پستی نسوان ایران، جمله از بی دانشی است / مرد یا زن، برتری و رتبت از دانستن است
زین چراغ معرفت کامروز اندر دست ماست / شاهراه سعی و اقلیم سعادت، روشن است
به که هر دختر بداند قدر علم آموختن / تا نگوید کس، پسر هشیار و دختر کودن است
زن ز تحصیل هنر شد شهره در هر کشوری / بر نکرد از ما کسی زین خواب بیدردی سری
از چه نسوان از حقوق خویشتن بی‌بهره‌اند / نام این قوم از چه، دور افتاده از هر دفتری
دامن مادر، نخست آموزگار کودک است / طفل دانشور، کجا پرورده نادان مادری
با چنین درماندگی، از ماه و پروین بگذریم / گر که ما را باشد از فضل و ادب، بال و پری