رهی معیری › آواره| ” میراث‌دار ادب پارسی “

جز کوی تو جای من آواره ندارم / جولانگه برق است ولی چاره ندارم
یک جلوه کند ماه در آیینه صد موج / جز نقش تو بر سینه صد پاره ندارم