رهی معیری › سایهٔ هما| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چشم تو نظر بر من بی مایه فکنده است / بر کلبهٔ درویش هما سایه فکنده است
از خانهٔ دل مهر تو روشنگر جان شد / این سرو سهی سایه به همسایه فکنده است