رهی معیری › فریب| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چاره من نمی کنی چون کنم و کجا برم؟ / شکوه بی نهایت و خاطر ناشکیب را
گر به دروغ هم بود شیوه مهر ساز کن / دیده عقل بستهام کز تو خورم فریب را