رهی معیری › آه آتشناک| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چون شمع نیمه جان به هوای تو سوختیم / با گریه ساختیم و به پای توسوختیم
اشکی که ریختیم به یاد تو ریختیم / عمری که سوختیم برای تو سوختیم
پروانه سوخت یک شب و آسود جان او / ما عمر ها ز داغ جفای تو سوختیم
دیشب که یار انجمن افروز غیر بود / ای شمع تا سپیده به جای تو سوختیم
کوتاه کن حکایت شبهای غم رهی / کز برق آه و سوز نوای تو سوختیم