رخم چو لاله ز خوناب دیده رنگین است / نشان قافله سالار عاشقان این است
مبین به چشم حقارت به خون دیده ما / که آبروی صراحی به اشک خونین است
ز آشنایی ما عمر ها گذشت و هنوز / به دیده منت آن جلوه نخستین است
نداد بوسه و این با که می توان گفتن؟ / که تلخکامی ما ز آن دهان شیرین است
به روشنان چه بری شکوه از سیاهی بخت / که اختر فلکی نیز چون تو مسکین است
به غیر خون جگر نیست بی نصیبان را / زمانه را چه گنه چوننصیب ما این است
رهی ز لاله و گل نشکفد بهار مرا / بهار من گل روی امیر و گلچین است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.