رهی معیری › گلبانگ رود| ” میراث‌دار ادب پارسی “

نوای آسمانی آید از گلبانگ رود امشب / بیا ساقی که رفت از دل غم بود و نبود امشب
فراز چرخ نیلی ناله مستانه ای دارد / دل از بام فلک دیگر نمی آید فرود امشب
که بود آن آهوی وحشی چه بود آن سایه مژگان؟ / که تاب از من ستاند امروز و خواب از من ربود امشب
بیاد غنچه خاموش او سر در گریبانم / ندارم با نسیم گل سر گفت و شنود امشب
ز بس بر تربت صائب عنان گریه سر دادم / رهی از چشمهٔ چشمم خجل شد زنده رود امشب