شب چو بوسیدم لب گلگون او / گشت لرزان قامت موزون او
زیر گیسو کرد پنهان روی خویش / ماه را پوشید با گیسوی خویش
گفتمش : ای روی تو صبح امید / در دل شب بوسه ما را که دید؟
قصه پردازی در این صحرا نبود / چشم غمازی به سوی ما نبود
غنچهٔ خاموش او چون گل شکفت / بر من از حیرت نگاهی کرد و گفت
با خبر از راز ما گردید شب / بوسه ای دادیم و آن را دید شب
بوسه را شب دید و با مهتاب گفت / ماه خندید و به موج آب گفت
موج دریا جانب پارو شتافت / راز ما گفت و به دیگر سو شتافت
قصه را پارو به قایق باز گفت / داستان دلکشی ز آن راز گفت
گفت قایق هم به قایقبان خویش / آنچه را بشنید از یاران خویش
مانده بود این راز اگر در پیش او / دل نبود آشفته از تشویش او
لیک درد اینجاست کان ناپخته مرد / با زنی آن راز را ابراز کرد
گفت با زن مرد غافل راز را / آن تهی طبل بلند آواز را
لا جرم فردا از آن راز نهفت / قصه گویان قصه ها خواهند گفت
زن به غمازی دهان وا می کند / راز را چون روز افشا می کند
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.