رهی معیری › جدایی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای بی خبر از محنت روز افزونم / دانم که ندانی از جدایی چونم
باز آی که سرگشته تر ازفرهادم / دریاب که دیوانه تراز مجنونم