رهی معیری › سوارکاران| ” میراث‌دار ادب پارسی “

آن شنیدستم که در میدان «کورس » / بانوان چابک سواری میکنند
گرد میدان از سحر تا شامگاه / پویه، چون باد بهاری میکنند
تا فرا آید زمان امتحان / روز و شب ساعت شماری میکنند
تا جوایز قسمت آنان شود / یکه تازان، بی قراری میکنند
مردکی گفتا که زنها بی ثمر / سوی میدان، رهسپاری میکنند
چون ز آداب سواری عاری اند / بهره خود، شرمساری میکنند
گفتمش بر دوش مردان سالهاست / کاین جماعت خرسواری میکنند