رهی معیری › کالای بی بها| ” میراث‌دار ادب پارسی “

سراینده ای، پیش داننده ای / فغان کرد از جور خونخواره دزد
که از نظم و نثرم، دو گنجینه بود / ربود از سرایم ستمکاره دزد
بنالید مسکین: که بیچاره من / بخندید دانا: که بیچاره دزد!