عطار › پسر در اثبات شرع به پیر دانا گوید| ” میراث‌دار ادب پارسی “

کنون ای پیر خواهم رفت دریاب / توئی صورت به نزد ما تو بشتاب
کنون ای باب خواهم رفت دریاب / که گشتم من زحیرت عین غرقاب
کنون ای باب خواهم شد حقیقت / ز دست خود مهل اینجا شریعت
شریعت گوش دار ای عالم دل / که تا مقصود خود بینی تو حاصل
شریعت گوش دار و راز کل بین / تو در عین شریعت نار کل بین
ز نور شرع یابی جان جانان / که بعد هر غمی شادیست آسان
ز نور شرع ره بینی تو روشن / جهان صورتست اینجا چو گلشن
ز نور شرع نور شمس بنگر / که پنهان میشود هر شب بزیور
ز نور شرع مه بگداخت هر ماه / که تا بوئی برد در شرع زین راه
شریعت کوش و آنگه کن طریقت / سوم ره دمزن از عین حقیقت
حقیقت در شریعت میتوان یافت / طریقت در حقیقت نیز بشتافت
که تا دریافت اسرار حقیقت / مسلم نیست بی نور شریعت
کسی کو شرع بشناسد ز اللّه / شریعت هست عین قل هواللّه
مقام ایمنی باشد شریعت / که محو آرد نمودار طبیعت
مقام ایمنی در شرع یابی / که اندر وی تواصل و فرع یابی
مقام ایمنی شرعست دریاب / درِ این خانه بگشادست دریاب
شریعت ایمنی و ساکنی است / که با نور خدائی هست پیوست
مقام ایمنی زو شد پدیدار / کسی کاین را بجان آمد خریدار
مقام ایمنی دارند در ذات / که اندر شرع مییابند اثبات
ز شرع مصطفی حق بین و حق شو / حقیقت اوّلین و آخرین شو
ز شرع مصطفی مگذر زمانی / دمادم تا کنی از وی بیانی
شریعت جوی و جان آزاد گردان / ز حق جان و دلت را شاد گردان
شریعت سرّ عالم برگشود است / ره تحقیق حق اینجا نمود است
شریعت راز دارست از حقیقت / که مخفی میکند عین طبیعت
شریعت حق شناس و راه باطل / رها کن تا شود مقصود حاصل
شریعت حق شناس و حق یقین شو / حقیقت اوّلین و آخرین شو