سلمان ساوجی › در مدح دلشاد خاتون| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای دل! امروز تو را روز مبارک بادست / که جهان خرم و سلطان جهان، دلشاد است
خوش برآ، چون خط دلدار، که در دور قمر / همه اسباب خوشی، دست فراهم دادست
هر پریشانی و تشویش که جمع آمده بود / لله الحمد، که چون زلف بتان بر بادست
آمد از روضه فردوس «مبارک بادی» / مژده‌ای داد و جهان پرز «مبارک بادست»
می‌دمد باد طرب، دور بقا می‌گذرد / ساقیا! باده که دوران بقا بر بادست
دامن عمر به غفلت مده از کف، که تو را / دامن عمر ز کف رفته نیاید با دست
راست شد چون الف از صحبت این قره عین / پشت کوژ فلک پیر، که مادرزادست
یاد داری فلک این دور سعادت که تو را! / این چنین دور عجب دارم اگر خود یادست!
ای نهال چمن مملکت امروز ببال! / که گل سلطنت از باد خزان آزادست
باد باقی تن و جانش که زد آب و گل او / چار دیوار بقا، تا به ابد آبادست