سلمان ساوجی › غزل شمارهٔ ۱۰۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

از سر دنیا و دین، مردانه در خواهم گذشت / مست و لایعقل، به کوی یار، بر خواهم گذشت
جان سپر کردم به پیشش، پیش از آن کاندر غمش / بگذرد تیر از سپر زیر سپر خواهم گذشت
از هوا، باد صبا جان می‌دهد در کوی دوست / در هوا داری من از باد سحر، خواهم گذشت
بعد ازین، من بر خط سودای خوبان چون قلم / گر قدم خواهم نهاد، اول ز سر خواهم گذشت
عمر من در کوی او با یک دم افتاد، ای رقیب / چند گویی در گذر یکدم که در خواهم گذشت