نه قاصدی که پیامی، به نزد یار برد / نه محرمی، که سلامی بدان دیار، برد
چو باد راهروی صبح خیز میخواهم / که ناله سحر به گوش یار برد
صبا اگر چه رسول من است بیمار است / بدین بهانه مبادا که روزگار برد
فتادهایم به شهری غریب و یاری نیست / که قصهای ز فقیری به شهریار برد
من آن نیم که توانم بدان دیار شدن / صبا مگر ز سر خاک من غبار برد
تو اختیار منی از جهانیان و جهان / در آن هوس که ز دست من اختیار برد
غلام ساقی لعل توام که چاره من / به جرعه مینوشین خوشگوار برد
بیار ساقی از آن می که میپرستان را / دمی به کار بدارد، دمی ز کار برد
می میار که درد سر و خمار آرد / از آن می آرد که هوش آرد و خمار برد
هزار بار دلم هست و در میان دل نیست / در این میان دل سلمان کدام بار برد؟
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.