چشمت به خواب چشم مرا خواب میبرد / زلفت به تاب جان مرا تاب میبرد
من غرقه خجالت اشکم که پیش خلق / چندان همی بود که مرا آب میبرد
سودای ابروی تو مغان راز مصطبه / چون غمزه تو مست به محراب میبرد
امشب به دوش مجلسیان را یکان یکان / بردند مست و ترک مرا خواب میبرد
بنمای رخ که درشب تاریک طرهات / دل گم شدهست و راه به مهتاب میبرد
دل زد در وصال تو دانم که ضایع است / رنجی که آن ضعیف درین باب میبرد
سلمان کجا و قصه زلف تو از کجا؟ / بیچاره روزگار با طناب میبرد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.