گرچه در عهد تو عاشق به جفا میمیرد / لله الحمد که بر عهد وفا میمیرد
هر که میرد به حقیقت بود آن کشته دوست / سخن است اینکه به شمشیر قضا میمیرد
هر که در راه تو شد کشته نباشد مرده / زنده آنست که در کوی شما میمیرد
مرغ در دام تو از روی هوا میافتد / شمع بر بوی تو در پای صبا میمیرد
مرده بودم، ز می جام تو من زنده شدم / وانکه زین جام دمی خورد چرا میمیرد؟
ای گل تازه برین بلبل نالنده خویش / رحم کن رحم، که بیبرگ و نوا میمیرد!
دل من طره طرار تو را میخواهد / جان من غمزه بیمار تو را میمیرد
میشوم زنده من از درد تو ای دوست دوا / به کسی بخش که از بهر دوا میمیرد!
میکند راه خرد در شب سودای تو گم / که چراغ خرد از باد هوا میمیرد
به سر کوی غمت خاک دوایند مرا / نفس بیچاره چه داند که چرا میمیرد؟
نفسی ماند ز سلمان، مکنیدش درمان! / همچنینش بگذارید که تا میمیرد!
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.