آخر این درد دل من به دوایی برسد / عاقبت ناله شبگیر بجایی برسد
آخر این سینه دلگیر غم آباد مرا / روزی از روزنه غیب صفایی برسد
بر درت شب همه شب یاوه در آنم چو جرس / تا بگوشم مگر آواز درآیی برسد
بجز از عمر چه شاید که نثار تو کنم؟ / که به عمری چو تو شاهی به گدایی برسد
پای را باز مگیر از سرم ای دوست که دست / گر به هیچم نرسد، خود به دعایی برسد
عمر بر باد هوا دادهام و میترسم / که به گلزار تو آسیب هوایی برسد
سر پابوس تو دارم من و هیهات کجا / به چنان پایه، چنین بیسر و پایی برسد؟
رویم از دیده به خون تر شد و میدانستم / که به روی من ازین دیده بلایی برسد
با جفا خو کن و با درد بساز ای سلمان! / کین نه دردی است که هرگز به دوایی برسد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.