مجموع درونی که پریشان تو باشد / آزاد اسیری که به زندان تو باشد
دانی سر و سامان ز که باید طلبیدن؟ / زان شیفته کو بی سر و سامان تو باشد
من همدم بادم گه و بیگاه که با باد / باشد که نسیمی ز گلستان تو باشد
ای کان ملاحت، همگی زان توام من / تو زان کسی باش که اوزان تو باشد
آن روز که چون نرگسم از خاک برآرند / چشمم نگران گل خندان تو باشد
خواهم سر خود گوی صفت باخت ولیکن / شرط است درین سرکه به چوگان تو باشد
هر کس که کمان خانه ابروی تو را دید / شاید به همه کیش که قربان تو باشد
دامن مکش از دست من امروز و بیندیش / زان روز که دست من و دامان تو باشد
خلقی همه حیران جمال تو و سلمان / حیران جمالی که نه حیران تو باشد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.