آن جان عزیز نیست که در کار ما نشد / و آن تن درست نیست که بیمار ما نشد
دل گوشمال یافت ز سودای زلف او / تا این سزا نیافت سزاوار ما نشد
در آفتاب گردش از آن ذره برنخاست / کو دید روی ما و هوادار ما نشد
سودی ندید آن دل بیمایه کو بجان / سودای ما نکرد خریدار ما نشد
سودی که رفت بر سر بازار شوق ما / خود کیست آن که در سر بازار ما نشد؟
ما گنج گوهریم به کنج خراب دل / چیزی نیافت هر که طلب کار ما نشد
ز ارباب حال نیست چو بلبل کسی که دید / ما را و عاشق گل و رخسار ما نشد
در کار ما نرفت که در کار ما نرفت / فیالجمله که بود که در کار ما نشد
آن دیده را که صوفی صافی به هفت آب / هر دم نشست، لایق دیدار ما نشد
سلمان مگر شنید حدیثی ازین دهن / بیچاره خود به هیچ گرفتار ما نشد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.