سلمان ساوجی › غزل شمارهٔ ۱۷۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خوش آمد باد نوروزی، خوش آمد / بنفشه در چمن شاد و کش آمد
به آب و سبزه و گل می‌کشد دل / که آب و سبزه و گل دلکش آمد
خوش آمد پیش گل، می‌گفت بلبل / خوش آمدهای او گل را خوش آمد
گل خوشبوی نیکو رو ندانم / چرا فرجام کارش آتش آمد؟
تن چون پرنیان گل چه بینی؟ / تو طالع بین که خارش مفرش آمد
از آن نرگس برآمد خوش چو پروین / کزین طاس نگون، نقشش شش آمد