سلمان ساوجی › غزل شمارهٔ ۲۲۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ما رقمی می‌کشیم، تا به چه خواهد کشید / ما قدمی می‌زنیم، تا به چه خواهد رسید
قبله و مذهب بسی است، یار یکی بیش نیست / هر که دویی در میان دید یکی را دو دید
کفر سر زلف توست، قبله آتش پرست / دید رخت کاتشی است، آتش از آن رو گزید
من ز جهان بگذرم، وز تو نخواهم گذشت / ور تو به تیغم زنی، از تو نخواهم برید
در همه بحری دهند، جان به امید کنار / لیک درین بحر ما، نیست کناری پدید