میکند غارت صبر و دل و دین سودایش / آنکه او هیچ ندارد، چه غم از یغمایش؟
گر دل و جان من دلشده بودی بر جای / کردمی در دل و جان جای چو بودی رایش
رقم هستی من عاقبت از لوح وجود / برود لیک بماند اثر سودایش
لایق ضرب محبت نبود هر قلبی / که ز اخلاص حکایت نکند سیمایش
خواب ما را ز خیالش بنمود اسبابی / بعد از آن روز ندیدیم بخواب آسایش
دست در دامن او میزنم و میکشمش / تا بر غم سر من سر ننهد در پایش
عجب آن است که در بزم ریاحین گل را / زیر شمشاد نشانند و تو بر بالایش
در پی باد صبا چند رود سرگردان / دل به بوی شکن طره عنبر سایش
که خبر یابد از آمد شدن پیک نسیم / که ز بوی سر زلف تو کند رسوایش
غم عشق تو چه خوش میخورد اولی خونم / که به پالودهام از دیده خون پالایش
هر که امروز به خلوت نفسی با تو نشست / غالبا رغبت جنت نبود فردایش
در شب تیره زلفت دل سلمان گم شد / شمعی از چهره بر افروز و رهی بنمایش
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.