سلمان ساوجی › قطعه شمارهٔ ۱۰۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

طریق نیست سفارش به آسمان کردن / که سایه بر سر سکان ربع مسکون دار
نه عادت است به خورشید درد سر بردن / که رحمتی کن و بر خاک عین لطف گمار
و یا به ابر گهربار درفشان گفتن / که بر بنات از طریق لطف ببار
وگر نداشته بودی هزار پی عرضه / رهی به حضرت خورشید آسمان مقدار
که بنده را ز عزیزان خویش طایفه‌ای / به بارگاه سعادت گزیده‌اند خوار
تو آفتابی و ایشان چو ذره در نظرت / ز حالشان نظر تربیت دریغ مدار