سلمان ساوجی › رباعی شمارهٔ ۲۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دی دیده به دل گفت که چرا پر خونی؟ / ز آن سلسله زلف چرا مجنونی؟
من دیده‌ام از برای او پر خونم / آخر تو ندیده‌ای، چرا پر خونی؟