سلمان ساوجی › رباعی شمارهٔ ۵۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خالت که بر آن عارض مهوش زده‌اند / یارب که چه دلگشا و دلکش زده‌اند
ای بس که در آرزوی رویت خود را / چشم و دل من بر آب و آتش زده‌اند