سلمان ساوجی › رباعی شمارهٔ ۱۰۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دارم عجب از غنچه دل تنگ که چون / از دل رخ نازنین گل کرد برون
در خون دل غنچه اگر نیست چراست؟ / گل را همه پره‌های دامن پر خون