سلمان ساوجی › در نعت پیامبر (ص)| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ز رحمت انبیا را آفریده / وز ایشان مصطفی را برگزیده
امام سیصد و شصت و شش اخبار / سپهر هر دو شش ماه ده و چار
شهشنشاه سریر ملک لولاک / سوار عرصه میدان افلاک
محمد عالم علم یقین است / محمد رحمة للعالمین است
به معنی قره العین دو عالم / به صورت پشت و روی نسل آدم
ز فتح مقدمش در طاق کسری / بسی کسر آمده وانگه چو کسری
همان دم آتش کفر از جهان جست / زمین از موج سیلاب بلا رست
به دارالملک سلمان آن فرو مرد / زمین شهر ما این را فرو برد
گهی جبریل باشد میر بارش / زمانی عنکبوتی پرده دارش
شد از شوق بنانش لاغر و زرد / قلم کو چون قمر شق قصب کرد
بنانش تیف بر گردون کشیده / به ایمانی صف مه بر دریده
کسی کو داشت در تن گوهر بد / چو تیغ انصاف او بر گردنش زد
کس او کی تواند کرد تقبیح؟ / که آرد سنگ خارا را به تسبیح
کجا برد براق او منازل / خر عیسی فتد با بار در گل
اگر گوید کسی کاندر رهی خر / رود با مرکب تازی زهی خر!
کلیم آنجا که معجز را بیان کرد / دو و دو چشمه از سنگی روان کرد
کجا احمد زند بر آب رنگی / کلیم آنجا بود بی‌آب و سنگی
کجا ساییده چترش سر بر افلاک / به جای سایه مهر افتاده بر خاک
گهی سر در گلیم فقر برده / گهی این اطلس خضرا سپرده