سلمان ساوجی › رباعی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

شاهی که به نعلین رخ مه آراست / گشت از قدمش پشت کج گردون راست
بر حسن مه چارده انگشت نهاد / مه را بشکست وز آن شب انگشت نماست