سلمان ساوجی › غزل| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بیا جانا که خرم نو بهاریست / مبارک موسمی، خوش روزگاریست
چمن را امشب از سنبل بخوریست / هوا را هر دم از عنبر بخاریست
گل صد برگ تا هر هفت کردست / به هر برگی از آن نالان هزاریست
کلاه زرکش نرگس که بینی / حقیقت دان که تاج تاجداریست
عذار لاله و خال سیاهش / نشان خال و روی گلعذاریست
نگارین دست سرو راست بالا / نگارین پنجه زیبا نگاریست
خیال قد چست نازنینی است / کجا سروی به طرف جویباری است
مثال خط و قد نوجوانی است / کجا بر طرف آبی سبزه زاریست