سلمان ساوجی › دلجویی خورشید از حال جمشید| ” میراثدار ادب پارسی “
چو از اغیار مجلس گشت خالی / صنم از حال جم پرسید حالی
که: «آن مسکین حبیبم را چه حالست؟ / درین غربت غریبم را چه حالست؟
یکایک قصه جمشید گفتند / حدیث ذره با خورشید گفتند
به شیرین قصه فرهاد بردند / به وامق نامه عذرا سپردند
چو چشمش بر سواد نامه افتاد / ز مژگان عقد مروارید بگشاد
ز نظمش داد جان را قوت و قوت / ز اشک آراست لو لو را به یاقوت
ز بویش یافت بوی آشنایی / نظر دید از سوادش روشنایی
سوادش چون سواد دیدگان بود / معانی خوب و الفاظش روان بود
بر او معنی به جای خود نشسته / چو مهرویی نقاب از مشک بسته
گل اندام از قلم شکر روان کرد / معانی در بیان خط روان کرد
بر اوراق سمن ریحان همی کاشت / به خامه حال هجران عرضه می داشت
بر آورد آب حیوان از سیاهی / مرکب شد روان در چشم ماهی
حریر چین به پای خامه پیمود / سر دیباچه آن نامه این بود:
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.