ملک گفتا مباد ای صبح اصحاب / کزین معنی شود خورشید در تاب!
تو چون روز از چه کردی راز پیدا / دریدی پرده همچون صبح شیدا
ملک پر کینه شد از گفت مهراب، / به نزد افسر آمد رفته در تاب
گمان می برد کو رنجیده باشد / ز مهر جم دلش گردیده باشد
چو دید از دور جم را پیش خود خواند / بر تخت خودش نزدیک بنشاند
بدو گفت: «ای پسر چونی؟ کجایی؟ / چه شد کز ما جدایی می نمایی؟
به دیدار تو هستیم آرزومند / به گفتار تو مب باشیم خرسند
نداری با هواداران ارادت / مگر در چین چنین بوده ست عادت؟
ملک روی زمین بوسید و برخاست / به هر وجهی ز بانو عذرها خواست
ز ساقی جام جان افروز می خواست / به ناز و نوش مجلس را بیاراست
به مجلس شکر و شهناز را خواند / حریفان خوش دمساز را خواند
چو مجلس گرم گشت از آتش می / شکر در اهل خود زد آتش نی
ملک را یاد آن شب آتش افروخت / به شهناز این رباعی را در آموخت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.