فرستاد افسر و خورشید را خواند / بر خود چون مه خورشید بنشاند
حدیث صید گاه و شیر و جمشید / حکایت کرد یک یک پیش خورشید
بدو گفت این پسر خسرو نژادست / که خسرو سیرت و خسرو نهاد است
رخش آیینه آیین شاهی است / ز سر تا پا همه فر الهی است
مرا مرد هنر پرورد باید / ز شخص بی هنر کاری نیاید
کنون در کار شادی من حزینم / غمی در دل نمی آید جز اینم
عیار گوهرش کرچه درست است / ولی در کار من یکباره سست است
به هر بابی که کردم آزمایش / ندیدم یک سر مو زو گشایش
ز جاه و گوهر ارچه با نصیب است / ولی در کار چون تیغ خطیب است
تیغ خطیبش می شمارد / که قطعاً هیچ برایی ندارد
چو بشنید این فسانه افسر از جفت / بدو کرد آفرین از مهر و پس گفت:
«بدان، شاها حقیقت کان جوانمرد / که دیدست او بسی گرم و بسی سرد
به پیش من کنون عین الیقین است / که نور دیده فغفور پین است
هوای خدمت درگاه قیصر / بر آوردش ز تخت و تاج و کشور
نشاط پایه تخت خداوند / چو یاقوتش ز جای خویش بر کند»
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.