از دیده دلم روز وداعش نگران شد / با قافله اشک در افتاد و روان شد
ای جان کم از او گیر برو با غم او باش / دل رفت و همه روزه در آن می نتوان شد
جوابش داد جم کای مایه ناز / طراز خوبی و پیرایه ناز
تن و جان کرده ام وقف هوایت / سرم بادا فدای خاک پایت
سر من گرنه سودای تو ورزد، / سر وارون سودایی چه ارزد؟
ز شمعت شعله ای در هر که گیرد / چراغ روشنش هرگز نمیرد
ز جان و تن که بنیادیست بس سست / مراد من تویی و صحبت تست
تنم خاک است و جانم باد پر درد / چه برخیزد ز خاک و باد جز گرد؟
به اقبالت نمی اندیشم از کس / مرا از هجر تست اندیشه و بس
مرا باغمزه این دل می خراشد / چه باک از زخم تیغ و تیر باشد؟
چو خواهم طاق ابروی تو دیدن / چرا باید کمان باری کشیدن
ز بهر آن زنم بر تیغ جان را / ز عشق آن شوم قربان کمان را
درین ره از هوا سر می زنم من / اگر سر می نهم خونم به گردن
فک با عاشقان دایم به کین است / چه شاید کرد قسمت اینچنین است؟
فلک تا تیغ خود خواهد کشیدن / عزیزان را زهم خواهد بریدن
ملک می گفت و آب از دیده می راند / بر او این قطعه موزون فرو خواند
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.