سلمان ساوجی › غزل| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چمن شمع ز مرد ساق نرگس را چو بردارد / به سیمین مشعلی ماند که آن مشعل دو سر دارد
فرو برده به پیش باد هردم خون دل لاله / که از سودا دل لاله بسی خون در جگر دارد
مگر خواهد گشادن باغ شاخ ارغوان را خون / که نرگس تشت زر بر دست و گلبن نیشتر دارد
صبا عرض گل و شمشاد می داد / بخار چین ملک را یاد می داد
نسیم صبح با انفاس مشکین / همی آمد زدشت تبت و چین
ز ناگه ارغنون برداشت آهنگ / سرایید این غزل در پرده چنگ: