سلمان ساوجی › پند| ” میراث‌دار ادب پارسی “

گلستان گیتی به خاری نیرزد / خمستان گردون خماری نیرزد
مکش بار دل بهر برگی چو غنچه / که صد ساله برگت به باری نیرزد
نسیما مبر برگ گل را به غارت / کزآن بلبلی صد هزاری نیرزد
همه کار ملک سلیمان بر من / به آواز یک مور باری نیرزد
مشو با صبا همنفس کان تنعم / به آمد شد خاکساری نیرزد
همه گرم و سرد سر خوان گیتی است / به درد دل و انتظاری نیرزد