فصل ربیع است ای بت حبشی خال / خسرو فرود از بلندی اقبال
صفحه گیتی گرفت با فرو اجلال / مرغ سلیمان گشود به هر طرف بال
خطه غبرا بلون گبند خضرا است / غیرت جنت تمام ساحت دنیا است
ناله بلبل به شاخ گل طرب افزا است / سوی تماشا بچم که گاه تماشاست
کرده هلا رخ دو نعمت متوالی / موسم اردیبهشت ماه جلالی
آمده مولود شمس مجد و معالی / ختم رسل مقتدای دانی و عالی
شاه قریشی نژاد و هاشمی افسر / سید بطحا شرافت و مدنی فر
میر لعمرک سریر یاسین مظهر / سرور اسری مقام طاها مظهر
ملک نبوت به سعی حضرتش آباد / کشور دین از او قوی شده بنیاد
همچو جدا بیشریک و همره و انباز / هستی کونین را وسیله ایجاد
مسقط الراسش به خاک پاک تهامه / زیب جهان وجودوزین قیامه
صانع امکان چه شد محرک خامه / در ورق صنع حرف اول نامه
آئینه حق نمای ذات قدیم است / رحمت بیمنتها و ذات عظیم است
در یتیم بحار و لطف کریمست / بر دل احباب نور طور کلیم است
آیت و ذات و صفات حضرت باری / در تن اشیاء چه روح ساری و جاری
از دم سبابه بهر معجزه کاری / شق قمر کرد تا که در شب تاری
ای شده در دفتر تو ختم رسالت / آمده از کبریای شرط جلالت
کار شفاعت به عهده تو حوالت / قرب تو را طالبم که در همه حالت
ای سبب بود خلق جود وجودت / نیست تفاوت میان غیب و شهودت
زندگی کائنات جمله ز جودت / ساخت نزول وجود عرش سعودت
قاسم اشیء چه دست فیض گشاده / بهره (صامت) ز فضل کرده زیاده
هم به دلم مهر تو ودیعه نهاده / هم به کفم اختیار مدح تو داده