مه شعبان گذشت و گشت عیان / پیک ماه مبارک رمضان
ای غزل خوان من غزل بر خوان / غزلی تازه و بما مستان
کو چنان عمر و کوچنان اقبال / که دگر باره در مه شوال
ز غم روزگار فارغ بال / به نشینیم خسرم و خوشحال
دو سه روزی به روزه مانده که باز / خم شود قامتم ز بار نماز
حالیا از پی کلوخ انداز / ساغر می به گردش آواز باز
آن چنان مست کن مرا از می / که شود صوم من به مستی طی
می به ساغر بریر پی در پی / با دف و عود و به ربط و بانی
نه میدخت رز بود غرضم / که برد جوهر و نهد عرضم
سستی آرد به درک ما فرضم / کاهد از صحت و ده مرضم
خواهم از آنمیی که کرده خدا / وصف او را به لیله الاسری
عارف و عامی از طریق وفا / کرد تفسیر او خدا به خدا
علت غائی جهان وجود / مایه اعتبار بود و نبود
هر وجودی ز جود او موجود / بنده پاک حضرت معبود
چمن آرای گلشن وهاب / زینت افزای منبر و محراب
شرف خاک و باد و آتش و آب / باعث رتبه اولوا الالباب
موج دریای قدرت احدی / ثمر نخل هیئت صمدی
نمت خوان نعمت ابدی / تحفه زاکیات لم یلدی
ای ولی خدا خدایی کن / یعنی از غیب خود نمایی کن
در جهان کار کبریایی کن / از محبان گرهگشایی کن
کربلا بر حسینت ای سرور / تنگ شد آن قدر رجور قدر
که لب خشک با دو دیده تر / شد ز شمشیر شر دون بیسر
هرچه گفت ای ستمگران رحمی / میدهم بهر آب جان رحمی
کس چو من نیست در جهان رحمی / که به دشمن برد امان رحمی
لیک بر شمر دون نکرد اثری / گرچه آهش بسوخت هر جگری
یا علی گر تو داشتی خبری / همچو (صامت) مدام نوحهگری