یمد بشر نیمه شعبان به خرمی / افکند در بسط جهان فرش خرمی
آورد جانب ملک و جن و آدمی / پیغام خوشدلی که نمائید همدمی
ملک و ملل به واسطه نعمتی سترک / از شرق و غرب شاه و گدا کوچک و بزرگ
رومی و هندی و عجم و پارسی و ترک / شیر و غزال و دام و دد و گوسفند و گرگ
اضداد مختلف بفکندند طرح مهر / نور و ضیا فزوده شد از چهر ماه و مهر
جبریل شد منادی جاءالحق از سپهر / یعنی ز جیب غیب عیان ساخت مهر چهر
بنمود شمع قدرت حق جلوه شهود / شد راه و رسم باطله را رخنه در حدود
مولود باسعادت سلطان ملک جود / دارای عصر مهدی صاحب لوانمود
نائب مناب ختم رسل شاه اوصیا / مسند نشین عرصه کن مظهر خدا
اول ظهورهستی مطلق ز ماسوا / آخر نشان وحدت واجب ز اولیا
فرخنده آیت ملک العرش لامکان / ناموس کبریا شه دین صاحب الزمان
پیرایه بخش عالم کن رهبر جهان / شمع حریم تربیت خلق کن فکان
بهتر خلیفه و خلف یازده امام / تیغی است انتقام خد ا را که در نیام
پنهان نموده است که هنگام انتقام / کفار را به تیغ دو پیکر دهد مقام
تشریف صدر اعظمی و مالک الملوک / به رقامتش رسا شده کز سیرت و سلوک
الیوم در کفایت هر کشور و بلوک / چون شوکت محمدی و غزوه تبوک
عرشست اولین قدم از اوج پایهاش / حرز جواد ما خلق الله سایهاش
قرآن به مدح حضرت او آیه آیهاش / روحالامین به رتبه امیر طلایهاش
تا گردن اعادی دین را کند ببند / او را فلک بدادی از کهکشان کمند
سازد چو شقه علم عدل را بلند / گرگ گرسنه طعمه فرستد به گوسفند
آیا سبعه را ز وجود وی افتخار / برامهات اربعه خصمی است استوار
باشد به حکم وی سه موالید برقرار / از کثرتش حقایق توحید آشکار
ای افتخار خلقت ماکان ومایکون / سوی خدا به خلق وجود تو رهنمون
ار عکس ذات تو نکند جلوه در برون / از پرده خفا به خدا کی کند سکون
ای ممکنات ذره و شخص تو آفتاب / از آفتاب طلعت خود بر فکن نقاب
تا کی نقاب مهر درخشان شود سحاب / دلها ز حسرت رخ زیبات گشته آب
از دین احمدی و ز آئین مصطفی / نامی ز جای مانده چو سیمرغ و کیمیا
اسلام اسم اوست هدر رسم او هبا / یا صاحب الزمان به فدایت بیا بیا
یاجوج جور وظلم ز هر سو گرفته زور / شد آشکار فسق و پدیدار شد فجور
رخشنده کن به سیر جهان کوکب ظهور / دشمن به عمد و دوست به نادانی و غرور
ای مانده از نناج یدالله یادگار / ای وارث علی حسب الارث ذوالفقار
باز آ به حفظ حرمت آئین کردگار / تطهیر کن به آتش شمشیر آب دار
ای داد خواه خلق که از خالق جلیل / باشد حمایت تو بارص و سا کفیل
مداح آستان تو تا کی بود ذلیل / (صامت) شد از تعدی عدوان تو را دخیل