صامت بروجردی › توجه امام(ع) به سوی کربلا| ” میراث‌دار ادب پارسی “

هلال ذی الحجه باز طلوع کرد از سپهر / به سطح غبرا فزود فروغ از مهر چهر
نشان اضداد داد ره وفا رسم مهر / چو عهد نوشیروان چو عصر بوذرجمهور
به بذل انعام عام مهیمن ذوالنعم / به امت مصطفی که هست خیرالامم
قدیم عزوجل گشود باب کرم / به دعوت خلق داد صلای عام از حرم
چو حب محبوب ساخت حبیب را فانیش / کند نخست امتحان بهسخت پیمانیش
طلب کند جان و مال برای قربانیش / اگر به تن چیره گشت غم گرانجانیتش
به نار خلت چو کرد خلیل را ارجمند / به حکم برداً سلام شد عاقبت سربلند
سپس بذبح پسر گرفت تیغ و کمند / به حلق فرزند تیغ گذاشت بی‌چون و چند
ذبیح را گر که بود نثار جان فرض عین / و یا ز ایثار سر به گردنش بود دین
به حکم میراث شد فدا نصیب حسین / ادا کند تا که دین شهنشه مشرقین
در آن مقام شریف به امر رب جلیل / نمود ادراک قرب ز خدمتش جبرئیل
ز بیعتش خلق را به سوی حق شد دلیل / ذبیح آل عبا سلیل نسل جلیل
چه شد بوی کار تنگ ز دشمنان دغل / به عمره حج را نمود امام عادل به دل
کفن شد احرام وی ز سرنوشت ازل / به کربلا کرد جا محل شده زان محل
چو گشت میقات گاه برای او کربلا / برید پیوند مهر ز الفت ماسوا
به عهد روز الست ز روی صدق و صفا / به شوق قربان نمود خلیل سان در منا
عطش گر آن شاه را از کف عنان میر بود / ویا زمین و زمان شد به چشمش چه دود
ز دادن جان و سر به شوق خود می‌فزود / به زیر شمشیر شمر نمود حق را سجود
ز زین چو اندر زمین عزیز ذوالمن فتاد / قلم ز طغیان ظلم به دست دشمن فتاد
علاج زخم تنش به سم توسن فتاد / تن وی از سر جدا سر وی از تن فتاد
سری که بودش مدام به سروران سروری / نمود خولی به نی ز خصلت کافری
به خاک مطبخ نهاد رخ مه خاوری / نمود سرآت ذات ز جهل خاکستری
عزیز زهرا حسین تجمل و جاه داشت / ز مکه چونبست بار جلال دلخواه داشت
جنیبت خاص در جلو به همراه داشت / چو حضرتش احتراز ز ما سوی‌الله داشت
چگونه انصاف بود ایا سپهر دو رنگ / که بر حریم حسین چنان شود کار تنگ
که عاقبت کوفیان گذشته از نام و ننگ / به عترت مصطفی(ص) چو بنگان فرنگ
چنان شدند عترتش به کوفه بی‌احترام / که سر برهنه شدند روان به بازار شام
نظاره‌گر مرد و زن به هر طرف خاص و عام / گهی به ویرانه جا گهی به زندان مقام
به چشم زینب جهان سیاه شد همچو شب / دمی که دید آشنا به طشت زد از غضب
ز قهر چوب یزید به راس شاه عرب / نهاد مهر سکوت ز غم چون (صامت) به لب