زمین کربلا ماوای شاه بیسراست اینجا / و یا جنات عدن کردگار اکبر است اینجا
چرا آب و هوایش اینقدر غمپرور است اینجا / همانا مرقد ریحانه پیغمبر است اینجا
اگر فرزند زهرا در زوال ظهر عاشورا / ز تیر و تیغ دشمن گشت بیسر یکه و تنها
کنون از اهتمام دوستان در ظاهر معنی / ز جوش کثرت زوار شبها تا سحر برپا
اگر در قتلگاه افتاده بود آن روز در میدان / به هنگام شهادت جسم صد چاک حسین عریان
ز تاب آفتاب ار پیکرش چون عود بد سوزان / برای سایبان از نه فلک خیل ملک گریان
فدای همت مردانه انصار و یارانش / فدای عهد پیمان تمام جان نثارانش
که تا روز جزا دارند سر در خط فرمانش / همیشه سر به کف از بهر پاس صحه ایوانش
روان قبر نوردیده پیغمبر خاتم(ص) / که بنموده است قامت عرش درتعظیم فرشش خم
نظر کن کز شرف گردید مسجود بنیآدم / شده نزد حرم قبر حبیب باوفا محرم
شوی داخل چو اندر روضه دلبند پیغمبر / به طور حرمت از پایین پای قبر او بگذر
که از بالای سر هرگز نباشد قدر او کمتر / نما خشنود لیلا را بنه بر خاک پایش سر
بگو دال زمین قتلگه دادند گر راهت / یقین میدان که کار هر دو عالم شد به دلخواهت
ببر از بهر استشفا از آن تربت به همراهت / گر از معنای ثارالله خواهی سازم آگاهت
جدا از قبر شاه کمسپه صحن و سرایی بین / چون باغ خلد طاقی با رواق دلگشایی بین
مثال جنه الفردوس باغ باصفایی بین / ز هیئت در میان روضهاش فر خدایی بین
نظر کن خیمهگاه آل عصمت مانده بیصاحب / که گردد روز روشن پیش چشمت تیرهتر از شب
اگر خواهی بپرسی حال سجاد و تن پرتب / بگیر اذن دخول از دختر شیر خدا زینب
به سیر حجلهگاه قاسم پا در حنا بگذر / مبارک باد بر گو دیده را کن ز اشک ماتم تر
مجسم بین نشسته نوعروس نیلگون معجر / ز خون کرده سرانگشتان خود بهر خضاب احمر
ز کام خشک شاه کربلا یاد آر و غوغا کن / به احوال حسین اول کنار دیده دریا کن
پس آنگه (صامتا) مانند مجنون رو به صحرا کن / فرات جاری نهر حسینی را تماشا کن