صامت بروجردی › شمارهٔ ۲۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

جلوه گر گردد چو حسن او را جفایی لازمست / عشق چون شد پرده در او را وفایی لازمست
منع دل ای همسفر از ناله بی‌جا مکن / کاروان عشق را بانگ درائی لازمست
در طریق دل رفیقی بهتر از توفیق نیست / پیچ در پیچ است این ره رهنمایی لازمست
گر روزی اندر دهان مار بی‌همت مرو / هر کجا باشی در آنجا آشنایی لازمست
کار در دست نگار تندخوی مهو شیست / (صامتا) سرپنجه مشکل‌گشایی لازمست