قیمت به خود از عشق تو ارزان بگذارد / خواهد که دلم پا به سر جان بگذارد
خواهم به تو هنگامه هجران بنویسم / جانا اگر این دیده گریان بگذارد
کرده سفر زنگ دل اندر خم زلف / گر آب و هوایش به غریبان بگذارد
ترسم بگه وصل چنان عمر نپاید / تا دیده قضای شب هجران بگذارد
گفتم به سوی گوشه عزلت بگریزم / گر زلف توام دست ز دامان بگذارد
ای باد خزانی به گل اینقدر امان ده / تا مرغ سحر پا به گلستان بگذارد
گو باد صبا تا گذرد بر سر کویش / پیغام من زار پریشان بگذارد
گوید صنما چند ز هجران تو (صامت) / مجنون شود و سر به یابان بگذارد
آن کس که نموده است مرا یوسف دلبند / باری قدمی جانب زندان بگذارد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.