صامت بروجردی › شمارهٔ ۳۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دلم بهانه رویت زیاد می‌گیرد / به شوق وصل تو فال زیاد می‌گیرد
رخت هر آن چه ز عاشق‌کشی نمی‌داند / ز چشم شوخ سیاه تو یاد می‌گیرد
ز روی تجربه مغروری از جهان غلطست / که دهر هر چه به هر کس که داد می‌گیرد
تو شاه کشور حسنی ولی عدالت کن / که شاه مملکت از عدل و داد می‌گیرد
به غیر رخ منما پیش دیده (صامت) / که شعله غمش اندر نهاد می‌گیرد