تا سرو کار بدان طره پر خم دارم / از پریشانی ایام چرا غم دارم
شب هجران و تب فرقت و گلهای فراق / شکر صد شکر که هر عیش فراهم دارم
لخت دل خون جگر قسمت امروز منست / روز نا آمده را بهر چه ماتم دارم
بینیاز است چنان دیدهام از دولت فقر / که جهان را به یکی مور مسلم دارم
من که هرگز ندهم ملک قناعت از دست / از غنیمت ز سلیمان چه مگر کم دارم
چشم امید من از خواجه خویش است ارنه / عار در بندگی از سلطنت جم دارم
زخمی غمزه خونریز نگارم (صامت) / به جز او کی ز کسی دیده مرهم دارم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.