صامت بروجردی › زبان حال علیاجناب صدیقه صغری| ” میراثدار ادب پارسی “
زینب چو دید بر سر نی راس شاه را / بر نه فلک نمود روان پیک آه را
از خاک و خون به نوک سنان دید منخسف / آن رخ که کرده بود خجل مهر و ماه را
گفتا به نالهای که نمودی به عهد مهد / روشن زیری خویشتن عرش اله را
جای تو بود بر سر دوش نبی چرا / کری سر سنان سنان جایگاه را
شرط وفا نبود که تنها گذاشتی / در دست اهل ظلم من بیپناه را
آن ظلمها که کرد پشیمان نمیکند / ابن زیاد سنگدل دین تباه را
سجاد غل به گردن و مسرور ابنسعد / بین تا کجا رسانده فلک اشتباه را
چون بر سر تو دسترسم نیست میکنم / از بهر چاره بر سر خود خاک راه را
آن یک به کعب نی زندم دیگری به سنک / آخر گناه چیست من بیگناه را
از بعد خویش بیکسی من نظاره کن / یک تن چسان شکم ستم یک سپاه را
بر باد داده خرمن صبرم جفای شمر / آری چسان تحمل کوهست کاه را
نه طاقتی که بر سر نی بنگرم سرت / نی صبر کز رخ تو بپوشم نگاه را
از گریه گر سفید شود چشم من چه سود / نتوان نمود چاره بخت سیاه را
محنت ز بس کشیدم و دیدم که برده است / از یاد من مقدمه عز و جاه را
از من گذشته ای سر پر خون مکن دریغ / ز اطفال خویش مرحمت گاهگاه را
(صامت) ز بس نموده محن جا به ملک تن / ترسم اجل بهم زند این دستگاه را
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.