صامت بروجردی › در بیوفایی دنیار گریز به مصیبت| ” میراثدار ادب پارسی “
د تو این تن خاکی برهگذار گذار / از این عجوزه شوهر کش الفرار فرار
هزار چون من و تو این ستمگر بیباک / نموده است به شمشیر جان شکار شکار
کناره جوی شو از آفت سپهر ز مهر / که جز جفا نکند این ستم شعار شعار
کجا شکفته شود قلب کس در این بستان / که جور زاغ چو ما کشته صدهزارهزار
مرا نه میل گلستان چو گل به کرب و بلاست / همان گل است گلستانم آن بهار بهار
ز موج گریه ندارم به غیر چشم پناه / که تا بگیرم از این بهر بیکنار کنار
یگانه شاهد من هست خاک کرب و بلا / که بر کفش شده از خون هر نگار نگار
حسین دیده چو در قتلگاه بنهاده است / بروی خاک جوانان گلعذار عذار
کشیده آه جگر سوز از دل سوزان / که اوفتاده با فلاک از شرار شرار
خطاب کرد به حسرت به سوی شمر پلید / که دست ظالم این تیغ آبدار به دار
بده امان که کنم گریه بر سر اکبر / فرو نشانم از آن موی پر غبار غبار
ز چار سو بدنم چارسوی تیر بلاست / مرا بس است که هستم بدین دچار دچار
هر آنچه صدمه و جور رستم رو داری / ببر به جسم من ای شوم نابکار بکار
ز تیر بر سر تیر و سنان بروی سنان / نمانده بر تنم از زخم بیشمار شمار
دمی به حالت عبرت نظر کن ای ظالم / چسان فکنده مرا جور روزگار ز کار
ز آب دیده تر نوش بعد از این (صامت) / که نیست بعد حسین آب خوشگوار گوار
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.