صامت بروجردی › وقایع روز یازدهم عاشورا| ” میراث‌دار ادب پارسی “

از نفاق فلک و گردش دوران امشب / تن صدچاک حسین مانده به میدان امشب
ز فلک رخ منما زهره که زهرای حزین / شده از داغ حسین موی پریشان امشب
آنکه بودی به یتیمان پدر مرده پناه / مانده اطفال وی اندر کف عدوان امشب
کوفه را بزم طرب گرم تماشا دارد / که چراغان شده از آه یتیمان امشب
پاسبانی به تن سبط پیمبر نبود / مانده در دشت بلا پیکر عریان امشب
نی غلط گفتم باشد به سر بالینش / ساربان و به کفش خنجر بران امشب
گفتگویی بودش گر به برادر زینب / گو که در مطیع خولی شده مهمان امشب
آه و صد آه که دادن مکان زینب را / بایتیمان حسین گوشه زندان امشب
غیر خون جگر و لخت دل و اشک بصر / آب و نانی نبود از بهریتیمان امشب
عجبی نیست اگر از ستم ابن زیاد / ملک ایجاد شود یکسره ویران امشب
کلک (صامت) اگر اینگونه دهد شرح عزا / خلق باید که بشویند دل از جان امشب